مشتاق سیم آخر

کتاب مشتاق سیم آخر اثر حسن فاضل سیرجانی متولد ۱۳۶۱ است .
آقای فاضل از ۱۸ سالگی ساکن تهران است دانش آموخته ادبیات انگلیسی دانشگاه آزاد تهران مرکز است .
این رمان با ادبیاتی فاخر شما را از دریچه ها و نت ها ی مختلف به زندگی عارف و موسیقی دان مشهور قرن دوازده هجری قمری میرزا محمد تربیتی ملقب به مشتاق علیشاه می برد .
از نگاه من یکی از زیبایی هایی کتاب نگاه به زندگی مشتاق با ریتم های مختلف است .
خواندن این کتاب باعث شد ذهن من به دوران تلخی از تاریخ کشور برود .
که هنوز خواندن آن تاریخ کام هر دلداه ای را تلخ می کند.
اما این کتاب باعث شد من از دنیای مادی گرا و صنعتی این روزها فاصله بگیرم و دوباره به فکر پالایش روح و روانم شوم .
نمی دانم چرا بعد از خواندن کتاب بجای اینکه به دوران تاریخی و زندگی مشتاق علیشاه فکر کنم .
هر بار به یاد این شعر زیبای در مثنوی (دفتر اول) مولانا می افتادم.
بشنو این نی چون حکایت می کند .
از جدایی ها شکایت می کند.
….
آتش است این بانگ نای و نیست باد
هر که این آتش را ندارد نیست باد
…..
آتش عشق است کاندر نی فتاد
جوشش عشق است کاندر می فتاد
….
گاهی با خودم جای نی را با سیم آخر مشتاق عوض می کنم و زیر لب زمزمه می کنم بشنو از سیم آخر ،،ببین چجوری سه تار مشتاق با اضافه کردن سیم چهارم زبان به شکایت گشود.
مشتاق سیم آخر از جدایی ها شکایت می کرد .و به دنبال وصال حق بود.
و براستی سیم آخر مشتاق آتش بود .آتش عشقی که در سیم آخر افتاد .جوشش عشق الهی در دل مشتاق بود .و هر کسی این عشق الهی را نمی تواند تحمل کند.
بارها شعر مولانا را خواندم ،و به قدرت موسیقی به درازای حیات بشر فکر کردم .
خالق موسیقی خداوند است .و بشر اولیه بعد از شنیدن صدای زیبای پرندگان ،جویبارها و هر چه در طبیعت نواخته می شد به سمت خلق آثار موسیقی قدم برداشت .
بدون شک تمامی آثار بشر ،با الهام از طبیعت شکل گرفته است .و موسیقی نیز از این امر مستثنی نیست .
موسیقی تجلی اصوات الهی است .موسیقی خودش تجلی هستی الهی است .حقیقت یگانه است .[بسم الله الرحمن الرحیم…قل هو الله احد]
اما تجلیاتش متفاوت است .خواجه عبدالله انصاری این حقیقت را در زبان شعر و ادبیات بیان می کند .
قرآن کریم مظهر این حقیقت الهی است .ادبیات قرآن کریم به گونه ای است که هر انسانی با خواندنش به وجد می آید .و اگر قاری خوش صدای چون عبدالباسط آن را با صدای زیبایش بخواند .از شوق به وجد می آییم .
دعای کمیل و ابو حمزه ثمالی هر چه با صدای زیباتری خوانده شود .تاثیر گذاری بیشتری دارد.
گاهی این حقیقت در قالب حرکت ظهور می کند .و نمود بیشتر آن در عزاداری های ایام محرم تداعی پیدا می کند .سینه زنی و زنجیرزنی با حرکات موزون نماد نوعی عرفان سماع است .
عزاداران با حرکات منظم و درجنوب با تشکیل دایره ،آنچنان عارفانه عزاداری می کنند که قلب هر انسان وارسته ای برای مظلومیت امام حسین و یارانش به درد می آید.
در همیم عزاداری ها حقیتی دیگر به نام موسیقی در قالب صوت تجلی پیدا می کند.
مداحی خوش صدا با خواندن اشعار حزن انگیز ما را به صحرای کربلا می بردد .
و صدای سنج ،طبل دهل و دیگر ادوات موسیقی روح ما را صفا و جلایی دیگر می دهد .
و دلهایی که پاک شده اند .حتی با شنیدن صدای موزیک حزن انگیز در رسای امام مظلوم شیعیان اشک می ریزند.
در مولودی خوانی نیز موسیقی یکی از رکن های اصلی به فیض رساندن عاشقان ولایت است .
باید قبول کرد که هنر برای ارضا کردن نیازهای اصلی انسان شکل گرفت و بر سه اصل حکمت ،فطرت و طبیعت بنا شد .
موسیقی چون دیگر هنر ها تراوش روح خداجوی انسان است .و می تواند روح مخاطب خود را صیقلی کند .و آن را درمان کند.
[پیامبر گرامی اسلام می فرمایند : گاهی به جان ها و دلهای خودتان لطافت و نشاط ببخشید ]
روح همه ما انسانها از ابتدای خلقت تاکنون با غرق شدن در زندگی مادی همانند آینه زنگار می گیرد .
آیینه ات دانی چرا غماز نیست
زانکه زنگار از رخش ممتاز نیست
رو تو زنگار از رخ خود پاک کن
بعد از آن ،آن نور را ادارات کن
مولانا
اما موسیقی به کمک روح زنگار گرفته می آید و آیینه دل هر انسان خدا جویی را غماز می کند .
باید آیه ۳۱ تا ۳۳ اعراف را با صدایی زیبا گوش داد که می فرماید:
در روز قیامت از هر شاخسار درخت طوبی یک ملودی بر می خیزد .
امام رضا(ع)بواسطه پدرش از رسول خدا (ص)روایت کرده است که قرآن را با آواز خوش بخوانید .و به آیه نخست سوره فاطر استناد کرده است .
سید جواد عاملی از علمای قرن ۱۲و ۱۳ در جلد دوم کتاب مفتاح الکرامه در مورد روایات موسیقی گزارش آماری داده است .در روایات ما ۲۵ روایات در نکوهش موسیقی وجود دارد.
امامان ما در قرن دوم با اواخر دوران امویه و اوایل عباسیان هم زمان بودند .
خلفای اموی و عباسی در کنار موسیقی بساط لهو و لعب بر پا می کردند.
امامان که وظیفه هدایت جامعه را داشتند و بخاطر یاران اندک وفادار و جو جامعه ، فرصت نداشتند و صلاح نمی دیدند در آن مقطع دستگاه حکومت را تعطیل کنند.
برای آگاهی بخشیدن به مردم روایاتی در نکوهش موسیقی به مردم آنزمان جهت دور نگهداشتن آنها از دستگاههای تبلیغاتی اموی و عباسی بیان می کردند.
عصاره و خمیره مایه اندیشه ملا محسن فيض کاشانی و محقق سبزواری این دوعالم بزرگ و دانشمند جهان اسلام این است که همه آن ۲۵ روایت یا روایات سرکوب گر موسیقی فقط مربوط به موسیقی لهو و لعب دربار خلفای اموی و عباسی است و مربوط به نوعی خاص از موسیقی است ..
خداوند در قرآن صدای خوش به حضرت داوود را هدیه ای ویژه از جانب خود می داند.
و در بسیاری از روایات از صدای خوش ستایش شده است و مسلمان در اکثر کشورهای اسلامی برای زیباتر خواندن قرآن با هم مسابقه می گذارند .و قاریان خوش صدایی به جهان اسلام معرفی کرده اند.
اموذن زاده اردبیلی با خواندن اذان در دستگاه موسیقی ، هر روح پاکی را شیفته خود می کند .
یا ربنای شجریان ،شاید روزه داران گرسنگی را براحتی تحمل می کردند. اما افطار کردن بدون ربنای شجریان و صدای اذان موذن زاده اردبیلی غیر قابل تحمل بود.
شیخ انصاری موسیقی را ذاتا حلال دانسته آیت و حرمت آن را به خاطر این می دانسته که لهو و لعب با موسیقی همراه شود.
همانگونه که آب سالم و گوارا به زمین حیات می دهد .و آب شور زندگی را از زمین می گیرد .
موسیقی سالم ما را به خدا نزدیک می کند و موسیقی مبتذل ما را از خدا دور می کند.
مشتاق علیشاه به سیم آخر زد و عاشقانه قرآن را با موسیقی دل انگیز و روح افزای خود خواند ،
کاش آن روزهایی که امام جمعه کرمان سید جواد شیرازی فتوای سنگسار کردن مشتاق علیشاه را داده بود.
یک کرمانی از میان جمع بلند میشد و در مسجد جامع این شعر مولانا از مثنوی دفتر دوم را می خواند.
دید موسی یک شبانی را براه
کو همی گفت ای گزینند اله
تو کجایی تا شوم من چاکرت
چارقت دوزم کنم شانه سرت
….
گفت موسی های بس مدبر شدی
خود مسلمان ناشده کافر شدی
…..
وحی آمد سوی موسی از خدا
بنده ما را زما کردی جدا
…
تو برای وصل کردن آمدی
یا برای فصل کردن آمدی؟!!
……
ما زبان را ننگریم و قال را
ما روان را بنگریم و حال را
….
ناضر قلبیم اگر خاشع بود
گر چه گفت لفظ ناخاضع رود
….
چند از این الفاظ و اضمار و مجاز
سوز خواهم سوز، با آن سوز ساز
اگر این شعر را می خواندند و جان مشتاق علیشاه را از این مخمصه حسادت ،نفرت و خودخواهی نجات می دادند.
شاید با سیم آخر زدن مشتاق علیشاه ،چشمان مردم کرمان توسط آقا محمد خان قاجار کور نمی شد .و ورق به گونه ای دیگر بر می گشت .
نویسنده : سید محمد حسینی نژاد







زیبا جذاب و خواندنی بود… البته تا اینجا… ادامه داستان چی باشه!!!
ادامه داستان به فتوای قتل مشتاق علیشاه می انجامد و تاریخ کرمان از این اتفاق دلخراش ،سرافکنده شد
سلام بزرگوار همشهری عزیز سیرجانی سیم اخر بواسطه نواختن اهنگ قران با سه تار بود. مشتاق شاعر نامی با اضاف کردن یک سیم اخر بهتار میخواسته حروف قرانی (عربی ) را که دارای فتحه و ضمه و کسره و سکون را دارد یک سیم جهت علامت سکون کم داشته که اصافه کرده وانچه اوهام خرافات نمیبایست انجام دهد داد که شرح ان دراینجا باعث هدر رفت حوصله هست
سلام جناب زید آبادی ،من در این یاد داشت سعی کردم با استناد به آیات و روایات ،به اهمیت موسیقی در زندگی بشر اشاره کنم….اگر به دل طبیعت برویم صدای پرندگان زیباترین موسیقی است که خداوند خالق آن است …تصور می کنم قتل انسانی به دلیل خواندن قرآن با سه تار یک نوع افراط گرایی دینی است ..آنهم بدون محاکمه و به نوعی وحشیانه سنگسار کردن …